سلام

امشب جاتون خیلی خیلی خالی بود. رفتیم با چند نفر از بچه ها جوکر رو دیدیم. به طرز خیلی خوبی فیلم خیلی خوبی بود. البته دیگه اخیرا نمیتونم به شدت قبل فیلم ببینم و نظرم راجع به فیلم دیدن عوض شده. نمیدونم من سابق دوست میداشتم این فیلم رو یا نه. 

بهر حال. موضوع این نیست.

موضوع اینه که یه عادت خیلی بدی که اخیرا خیلی به چشمم میاد، کوچیک کردن یه موضوع بزرگ هست طوری که بشه نقدش کرد. شایدم واقعا فقط من زیادی حساس شدم.

ولی این که خیلی وقتا بعضیا رو میبینم بجای بررسی یه موضوعی دنبال یه برچسب میگردن که احتمالا بقیه پیدا کردن حتی برچسبه رو هم و میچسبونن رو موضوعات مختلف رو مخمه.

بزارید یه مثال بزنم. یکی از بچه ها که این عادت رو زیاد توش میبینم متاسفانه، و بچه ی بسیار خوبی هم هست، پر از انرژی مثبت، با خنده میگفت که یکی از دوستام، یه مدتی صبح تا شب کتاب سگ ولگرد صادق هدایت دستش بود. وقتی تموم شد [با خنده به هدف تولید برچسب برای این کتاب] از دوستم پرسیدم خب اینو خوندی راجع به چی بود؟ 

اونم گفت نمیدونم راجع به این که سگ ها رو اذیت نکنیم.

با خودش نگفته بود این دوستش سعی کرده یه چیزی بهش بده که برچسبشو داشته باشه.

اگه میشد یه کتاب رو اینجوری با یه برچسب خلاصه اش کرد، نویسنده ها نمیومدن این همه بنویسن خب. 

و کارایی که بقیه ضد خودشون میکنن از کارایی که ضد من میکنن خیلی برام پر رنگ تره. چون انصافا چون با کسی کاری ندارم و دشمن درست نمیکنم (خوب یا بدش رو بررسی نمیکنم الان) معمولا کسی بد من رو نمیخواد خداروشکر. ولی این کارا باعث میشه شخص حقیر بشه تو ذهن آدم. و چیزیه که خودش با خودش کرده. 

حالا سر این فیلم کذا، اسپویلش نمیکنم. کلا موضوع فیلم یه چیزیه و یه داستانی داره، حالا ۱ درصد داستانش رو گرفتن و یه سخن قصار راجع بهش تولید کردن و گفتن اون حرف آخه چی رو ثابت میکنه. 

چرا دوست دارن خودشون رو کوچیک کنن با بزرگ تر جلوه دادن. 

اخیرا که سعی کردم هر روز ego خودم رو کوچیک نگه دارم، با اعتراف کردن های زیادی و بزرگ کردن مشکلایی که شخصیتم داره و خندیدن به خودم، اعتراف میکنم زندگیم بهتر شده. بابا این محدوده فیزیکی و زمانی ای که بدنمون داره ما نیستیم به خدا. از چیش داریم صیانت میکنیم که نکنه تو چشم بقیه کوچیک بشه. کوچیک بشه به جهنم، قرره زیر خاک بره دیگه. حالا بقیه فکر کنن واو چه آدم خفنی یا فکر نکنن آخه چه دردی از دنیا و آخرت آدم دوا میکنه.

این که مثلا امام علی میومده اینجوری ساده زندگی‌ میکرده قطعا آسون نبوده. هر روز داشته با ego خودش می‌جنگیده. با وابستگی های خودش. خیلی انجام دادنش از گفتنش سخت تره.

بخدا نمیگم علیه السلامم الان. منظورم اینه که واقعا این ساختارای اجتماعی که پیش فرضشون اینه که تو چشم همدیگه بزرگ باشیم حالمو بهم میزنه. خیلی هم شکستنشون راحت نیست و حتی ممکنه آدم مسخره بشه. 

منظورمم بی تی نیست. اون موقع که لازم بوده حق گرفته بشه، اون امام شمشیر میکشیده و آدم میکشته(بله، یجوری نوشتم که خیلی آب قاطیش نباشه و عمقشو نشون بدم.)

Ego رو تو یه جای دیگه معنی دقیق ترش رو گفته بودم فکر کنم ولی معادل فارسی نداره. نفس معنی میشه کرد ولی مخلوط همه ی وابستگی ها صفاتی که آدم رو تعریف میکنه رو میشه ایگو گفت. 

امیدوارم زود تر کیفیت خوبش بیاد و ببینیدش. اگه دنبال میکردید این فیلما رو.


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

مردی تنها وخسته اززمونه خدمات زیبایی و جوانسازی متون و اشعار مشک Mein Lebenssinn پایگاه اطلاع رسانی مهندس امیر موسوی_ Amir Mousavi رویای عاشقانه ها|دانلود آهنگ جدید آثار ادبی مهشید مردمی شرکت فنی مهندسی آسانسور و پله برقی آساکو _ امین سپاهان زاینده رود پرنده زیبا سایه های بیداری